صائن الدين على بن تركه

13

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

حديث ظاهرگرايانه نيست . طرح آيه و حديث براى او مدخلى بوده تا به بحث ، استدلال و تأويل باطنى پردازد « 1 » . وى به اعمال عبادى نيز توجه خاصى داشت . به باور او ، اعمال و تكاليف شرعى به منزلهء جسد عبادات به شمار مىروند و تصديق و اعتقاد قلبى ، حكم روح عبادت را دارد و ايمان شامل هر دو جنبه مىشود « 2 » . اعتقاد صائن الدين به شريعت اسلام ، بر تمام ابعاد فكرى او سايه افكنده است و عقايد كلامى ، فلسفى ، حروفى و عرفانى او همگى در پرتو دين و شريعت معنا مىيابند . همين ويژگى ، نقش او را در پيدايى حكمت متعاليه در قرن 11 ه . ق قابل بررسى مىنمايد . صائن الدين در ارزيابى عقل و روش فيلسوفان ، بسيار منصفانه و واقع‌بينانه نظر مىدهد . از ديدگاه او عقل نظرى با مقدمات يقينى و طريق استدلال ، يكى از راههاى رسيدن انسان به توحيد است . امّا به واسطهء آنكه در اين راه شكوك و شبهات فراوان است ، وصول به مقصد به ندرت حاصل مىشود و بايد به راههاى مطمئن‌ترى توسل جست . صائن الدين عقل محض و فلسفهء مشاء را بدون امداد الهى و نور افشانى وحى قابل اعتماد نمىداند . از همين رو ، فلسفهء مورد توجه او حكمت اشراق است . ردّ پاى اين فلسفه را هم در عقايد حروفى او مىتوان ديد و هم در نظريات عرفانىاش آميزه‌هايى از آن را مىتوان يافت « 3 » . از ديدگاه او ، هوشمندى - از قلمرو عقل - با معرفت قلبى و حوزهء شريعت مربوط است : « . . . هوشمندان كوى طلب ، بايد كه هر چه در اين جمعيّت ختمى كمالى واقع گشته به ديدهء دل در آن نگاه كنند و به نور هوشمندى و فطانت ، حكمت آن را دريابند » « 4 » . رسالهء عقل و عشق بيش از هر رسالهء ديگر صائن الدين ، شامل ارزيابيهاى او دربارهء عقل و خرد آدمى است . در اين رساله مىبينيم كه عقل از طرف غربى قدس آمده و در وسط اقليم چهارم كه منسوب به حيوان است ، رخت اقامت افكنده و همه را به ربقهء

--> ( 1 ) . نك : چهارده رساله ، صص 231 - 254 ( 2 ) . همان ، ص 155 ، 245 ( 3 ) . نك : همان ، صص 128 - 129 ، 99 - 100 و 238 ( 4 ) . همان ، ص 130